یکی از مهم ترین چالش های بشری که در طی قرون اخیر، با مبارزات مردمی تقریباً به پایان رسیده،
مسئله نژاد پرستی یا تبعیض نژادی است.
به این معنا که امروزه اگر کسی نسبت به رنگ پوست فرد دیگر، نسبت به نوع مو ، رنگ چشم یا قد همنوعان خود
با تمسخر یاد کند معمولاً از طرف دیگران مورد پذیرش واقع نمیشود و مردم رفتار چنین شخصی را نشانه عدم کرامت انسانی می دانند و هیچ وقت از او حمایت نمیکند.
چرا که مردم دنیا به این نتیجه رسیده اند که ویژگی های فیزیولوژی افراد انتخاب آنها نبوده ودر حقیقت چیزی است که با آن به دنیا آمده اند و باید تا پایان عمر با آن سر کنند.
بنابراین روا نیست که ما به این ذخیره ژنتیکی افراد توهین کنیم.

اما چیزی که شاید نیاز است راجع به آن هم همانند همین مبارزه با تبعیض نژادی اقداماتی انجام شود، خزانه ژنتیکی افراد از نظر تیپولوژی شخصیتی است.
اینکه گروهی درون گرا هستند و از فعالیتهای جمعی چندان لذت نمی برند و برعکس همسالان برونگرای آنها فقط حضور در اجتماع را ترجیح میدهند و از خلوت بیزارند، نباید دستاویزی برای مقایسه کردن قرار بگیرد.
غیر از این مورد ،ویژگیهای شخصیتی و استعدادی بسیاری نیز هست که بدون انتخاب افراد در خزانه شخصیتی آنها قرار داده شده و با آن متولد شدهاند و در نتیجه ترجیحات رفتاری و ترجیحات وشغلی آنها ، همگی از سمت خزانه شخصیتی آنها هدایت می شود.
در مورد کودکان یکی از مسائلی که چالشهای بسیاری را برای والدین و مربیان ایجاد می کند، شیطنت و جنب و جوش بعضی از نورچشمی ها ست.
معمولا افراد با دیدن این شیطنتها به والدین پیشنهاد می دهند که کودک را برای تست بیش فعالی به مطب روانپزشک یا روانشناس ببرد و معمولاً شنیدن این کلمه نگرانی های زیادی را برای والدین به بار خواهد آورد،
در حالی که بسیاری از این جنب و جوش های بچه ها ناشی از تیپولوژی شخصیتی آنهاست و هیچ ربطی به اختلال بیش فعالی یا نقص توجه ندارد حتی در مورد این کودکان به کرات مواجه شده ایم با این موضوع که این بچهها از کشیدن نقاشی، درست کردن لگو، چیدن پازل و هر فعالیتی که نیاز به تمرکز دارد سرباز می زند ، لذا افراد همین را دلیلی بر نقص توجه آنها میدانند در حالی که مهارت های پیش از دبستان همه انتخابی است و اگر فرزند من به این فعالیت ها علاقه مند نباشد،عدم تمایل خود را از طریق سرباز زدن و سرسری گرفتن آن کار نشان خواهد داد که به هیچ عنوان نشانه نقص توجه نیست.

برگردیم به موضوع اصلی و اینکه ویژگیهای شخصیتی افراد هم همانند رنگ چشم یا مدل مویشان انتخاب خودشان نبوده و با آن زاده می شوند،
بنابراین در اولین وهله باید ویژگیهای شخصیتی کودکانمان را بپذیریم و سعی نکنیم که آن را از بین ببریم
بلکه در کناراین پذیرش صمیمانه تمهیداتی بیاندیشیم که از میزان موقعیت های ریسک پذیر و خطرناک برای این کودکان
کاسته شود و در عین حال مهارت هایی مثل همدلی با دیگران یا ارتباط موثررا در برنامه آموزشی او بگنجانیم، و شاید این راه حل بهتری باشد از ساعتها وقت گذاشتن برای بازی درمانی های مرتبط با بیش فعالی یا دارو درمانی

دیدگاهها
دربارهٔ این مقاله چه نظری دارید؟ اولین دیدگاه را شما بنویسید.