دوستان عزیز، سلام. روزتون بخیر.
با توجه به رفتارهای بچه ها در موقعیت های مختلف، ما می تونیم اون ها رو به طور کلی تو دو دسته طبقه بندی کنیم:
بچه های درونگرا و بچه های برونگرا. البته که در موقعیت های مختلف رفتار بچه های درونگرا و برونگرا هم باز ممکنه متفاوت از تیپ شخصیتیشون باشه و وقتی من فکر می کنم بچه م مثلا درونگراس ولی تو یه موقعیت هایی شبیه برونگرا ها عمل میکنه، شاید یه کوچولو تو ذهن من ایجاد شبهه کنه که …
بالاخره تیپ شخصیتی بچه ی من درونگراس یا برونگرا؟
و دراین صورت من باید با توجه به کدوم ویژگی با بچه م رفتار کنم؟
و در نهایت اینکه چطور می تونم تیپ شخصیتی بچه م رو تشخیص بدم؟
خب، من دوتا پسر همسن و سال-مثلا دبستانی-رو مثال می زنم و ویژگی هاشونو میگم تا شما بهتر تشخیص بدید که نورچشمی شما شبیه کدوم یک از این بچه هاست.
فرض کنید دوتا همکلاسی داریم، دوتا پسر کلاس سومی یا چهارمی، علی و رضا. علی پسریه که اگر محیطی که در اون قرار گرفته یه محیط آشنا باشه،
مثل خانواده ی خودش،
مثل خونه ی مامان بزرگ که هر هفته اونجا سر می زنن،
یا هر محیطی که آدم های اونجا رو هفته ای چندبار میبینه یا باهاشون تلفنی حرف میزنه…
ما می بینیم علی خیلی پر انرژیه، خیلی پرحرفه، راجع به چیزهای جدیدی که یاد گرفته و چیزایی که راجع بهشون تحقیق کرده، خیلی خوب میتونه حرف بزنه و تعریف بکنه، اما تو بقیه ی محیط ها ما می بینیم علی خیلی ساکت و کم حرف و کم حرکته، خیلی بازی نمیکنه و فعالیتی انجام نمیده، خیلی مشارکت نمیکنه و بیشتر دوست داره یه طرف بشینه و تماشا کنه.
خب، با اون ذهنیتی که من از علی دارم به عنوان مادرش، این حالت خیلی برام عجیبه…
“اگر تو بلدی حرف بزنی، اگر تو بلدی مشارکت کنی و با بقیه ارتباط بگیری، همونطور که توی خونه اینجوری هستی، پس چرا اینجا نیستی و چرا نمیری با همسن و سالات بازی بکنی ؟”…
و خیلی موقع ها این من رو گیج و کلافه میکنه که نکنه بچه ی من مشکلی داره. حتی وقتی از مدرسه میاد بدش نمیاد که دوستش رو دعوت بکنه یا خونه ی دوستش بره بازی کنه، اما اگر قرار باشه زیادی تو محیط شلوغ بمونه، حتی اگر این شلوغی درکنار دوستای خودش باشه، معمولا پس میزنه. مثلا تو فرصتی که تو مدرسه بهشون داده میشه که مشقاشونو بنویسن، علی نمیتونه بنویسه و میگه که تو سروصدا حواسم پرت میشه و نمی تونم تمرکز کنم…
“مامان زودتر بیا دنبالم برگردیم خونه. من میخوام تکالیفم رو توی خونه حل بکنم”…

و اینجاست که برای ما سوال پیش میاد که بالاخره فرزند من درونگراس-بنا به بازخوردی که من ازش تو مهمونیا میبینم-یا برونگراس-بر اساس پرحرفی و شیطنتی که تو خونه داره-…
خب، بریم مثال دوم رو بررسی کنیم. مثال دوم راجع به رضاست. اون همکلاسی علی هست و وقتی که مامانش میاد مدرسه دنبالش، اون تمام مسیر مدرسه تا خونه راجع به اتفاقات مدرسه حرف میزنه. حتی اگر ببینه دوستش تو خیابون کنار عابر پیاده داره راه میره ممکنه سرشو از پنجره بیاره بیرون و با دوستش هم با صدای بلند حرف بزنه. اصولا خودابرازگره و پرحرفه؛ چه خونه باشه، چه خیابون، و چه مهمونی. از اینکه برسه خونه و ببینه هیچ خبری نیست و هیچ کس خونه شون نیومده و هیچ برنامه ی خاصی ندارن خیلی کسل میشه. زود سعی میکنه واسه خودش یه برنامه بچینه:
مامان میشه به دوستم زنگ بزنم که بیاد؟
مامان میشه برم خونه ی دوستم؟
مامان میشه شب بگی مامان بزرگ اینا بیان؟
میشه با دایی اینا قرار بذاریم بریم بیرون؟
دوست داره روزاش پر باشه از ارتباط با دیگران. اگه هیچ خبری هم نباشه، حداقل قبول نمیکنه که بره بشینه تو اتاقش و مشقاشو بنویسه. میگه مامان بذار وقتی مشقامو می نویسم پیش تو باشم، تو آشپزخونه پیش تو بشینم. یا تو اتاق کارت پیش تو بشینم مشقامو بنویسم. در هر صورت دوست داره از اوضاع خونه و دوروبرش و آدمایی که میان و میرن و تلفنی حرف می زنن و برنامه ای که تلویزیون داره پخش میکنه و… بی خبر نمونه. این یک نمونه ی بارز از برونگرایی هست.
این تفاوت رفتاری که ما تو علی و رضا دیدیم یک دسته بندی برای ما ایجاد میکنه:

اینکه علی درونگراس و رضا یک پسر برونگراس. اما اینکه چه بچه ای درونگراس و چه بچه ای برونگرا لزوما به رفتارهاشون ربط نداره. مثلا همین علی که به اصطلاحِ تیپولوژی، درونگراس، خیلی جاها رفتارهای برونگرایی داره. یا حتی ممکنه ببینیم رضا بنا به موقعیت هایی که به وجود میاد، خیلی تودار شده و خیلی کم حرف میزنه و دیگه خیلی با دیگران ارتباط برقرار نمیکنه. ممکنه خیلی تعجب بکنیم که این چجور بچه ی برونگرایی هست که حالا اینقدر کم انرژی به نظر میاد. بنابراین رفتارها فقط یکی از شاخص ها هستن و ما شاخص های بسیاری داریم که می تونیم از طریق اون ها تشخیص بدیم که بچه ی ما جزو بچه های درونگراس یا برونگرا.
خب، اصلا به چه درد ما میخوره که بدونیم بچه ی ما کدوم تیپ شخصیتی رو داره؟ وقتی ما بچه مون رو بشناسیم اولین چیزی که متوجهش میشیم اینه که مرتبط با تیپ شخصیتیش یک سری نقاط قوت و یک سری نقاط ضعف داره. این نقاط ضعف اگر زیادی دستکاری بشه و بهش فشار بیاد، تبدیل به استرس و اضطراب میشه. و همینطور هم نقاط قوتش.
نقاط قوت بچه ی درونگرا چیه؟
نقاط قوت بچه ی برونگرا چیه؟
اگر این نقاط قوت نادیده گرفته بشن، رشد نمی کنن و وقتی رشد نکنن، اعتماد به نفس بچه هم رشد نمیکنه. درونگرایی و برونگرایی درست مثل دست راستی و دست چپی بودنه. کسایی که دست راستی هستن میتونن از دست چپشون هم استفاده کنن اما ا گر مجبور بشن که مدت زیادی رو با دست چپشون کار کنن، زود خسته و بی انگیزه و بی حوصله میشن. کاری رو که با دست چپ انجام بدن به تسلط و مهارت دست راستشون نیست. این دقیقا مثل این میمونه که ما ندونیم بچه مون درونگراس و هی بخوایم هلش بدیم به سمت رفتارهایی که بچه های برونگرا دارن. بخوایم هلش بدیم که خودش رو تغییر بده، درحالی که تغییر دادن تیپ شخصیتی معنا نداره؛ به تعادل رسیدن تیپ شخصیتی معنا داره.

بنابراین من ممکنه بتونم با دست چپم هم نقاشی بکشم و بعضی از کارهارو انجام بدم، اما همیشه ترجیحم بر این هست که با دست راستم مهارتم رو نشون بدم. اینه که اعتماد به نفس من رو بالا میبره و این دقیقا اون اتفاقی هست که راجع به تیپ شخصیتی درونگرایی و برونگرایی هم میفته.
بچه های درونگرا اصولا جهتگیریشون به درونه. یعنی چی ؟ یعنی اون دنیای درونیشون، افکار درونیشون و احساسات و انگیزه هایی که از درون میگیرن خیلی براشون مهمه و معمولا برای خودشون یه حریمی قائلن و اجازه نمیدن که آدم ها، حتی دوستای صمیمی شون، خیلی زیاد به اون حریم نزدیک بشن. اما بچه های درونگرا انرژی شونو از بیرون می گیرن. این “بیرون” میتونه وسیله های بیرون باشه، آدم های بیرون باشه، موقعیت ها و فعالیت هایی که بیرون اتفاق میفته باشه… همه ی اینا میتونه به یه بچه ی برونگرا انرژی بده. این بچه ها از شلوغی و سروصدا و موقعیت هایی که توش آدم های زیادی هستن خیلی انرژی میگیرن و تنهاموندن براشون خیلی سخته. این درونگرایی و برونگرایی آرایش ژنتیکی بچه هاس، یعنی اون چیزی که یه خلق و خوی ذاتی در اون ها به وجود آورده و قرار نیست که ما به هر نحوی که شده این ذات رو و این خلق و خوی ذاتی رو تغییر بدیم. ما فقط قراره نقاط قوت رو تقویت کنیم، نقاط ضعف رو بشناسیم و اجازه ندیم که این نقاط ضعف باعث بشه که اعتماد به نفس بچه ها تحت تاثیر قرار بگیره.
خب دوستان، سعی کردم تو یه مطلب کوتاه راجع به تیپ شخصیتی درونگرایی و برونگرایی تا حدودی بهتون اطلاعات بدم، اما حقیقت اینه که اصل تیپ شخصیتی بر اساس تست های روانسنجی معتبر تعیین میشه، که همین درونگرایی و برونگرایی هم یکی از ویژگی های شکل دهنده ی تیپ شخصیتی هست. ما حداقل سه ویژگی دیگه شخصیتی هم داریم که در کنار این ویژگی میشه کد شخصیتی کودک ما.
اگر راجع به تیپولوژی بچه ها و شخصیت شناسی کودکان اطلاعات بیشتری نیاز دارید و دوست دارین تو دوره های ما شرکت کنید حتما بهم پیام بدید.
عیسی زاده هستم، دکترای روانشناسی تربیتی و روانشناس کودک و نوجوان
منتظر پیام شما هستم
09912012370

دیدگاهها
دربارهٔ این مقاله چه نظری دارید؟ اولین دیدگاه را شما بنویسید.