مشکلات یک مادر احساسی
من یک مادر احساسی هستم یعنی تایپ F . به این معنا که اگر ببینم فرزندانم سختی میکشند یا اذیت میشوند حتی اگر این…
کتابخانه رشد
والدگری یا فرزندپروری مهم ترین وظیفه ای می باشد که بر عهده ی والدین قرار دارد.در روان شناسی، واژه Parenting به دو شکل ترجمه شده است.در برخی جاها به معنی والدگری و در برخی دیگر به معنی فرزند پروری آمده است. والدگری ارتباطی بین والد و فرزند می باشد که شامل اصول و ارزش ها و رفتارهای بخصوصی می شود. و عاملی موثر در شکل گیری رفتارهای دورنی و برونی فرزندان می باشد.در این مقاله قصد داریم اطلاعاتی در مورد والدگری، اهمیت و انواع سبک های آن بدست آوریم. شخصیت انسان در دوران کودکی و با تربیتی که در خانواده وجود دارد، شکل می گیرد.بنابراین اصلی ترین جرقه های شکل گیری شخصیت انسان مربوط به دوران ابتدایی زندگی اش در محیطی به نام خانواده می باشد. از این رو ضروری است که ، والدین شیوههای درست والدگری و تربیت فرزندان را بیاموزند و بکارگیرند. عوامل موثر بر والدگری عوامل موثر زیادی بر والدگری وجود دارد که از مهم ترین این عوامل می توان به وضعیت اجتماعی- فرهنگی – اقتصادی ، نگرش و نظروالدین به والدگری و ویژگیهای شخصیتی هر یک از والد ها همانند ذهن آگاهی اشاره کرد. در اصل باید گفت موضوعی که در این بین از همه مهم تر است شخصیت والدین می باشد. خودآگاهی والدین به عنوان یک مولفه شناختی، اهمیت زیادی در والدگری دارد. برخی تحقیقات هاکی از آن است که ذهن آگاهی، در سلامت روان ، روابط موثر با دیگران و همچنین والدگری نقش بسیار قابل توجهی دارد. والدینی که در ارتباط با فرزندان خود ذهنآگاهی دارند. دارای ویژگی های زیر هستند: – این نوع والدین، اجازه بیان عقاید و تجربه های شخصی را به کودکانشان میدهند و آنها را بر این عمل تشویق می کنند. – این نوع والدین بر اساس باور ها ، عقاید و تجاربی که فرزندانشان دارند راهکار های تربیتی، ارتباطی و مراقبتی خود را شکل می دهند. – این نوع والدین آگاهند که چگونه در شرایط بحرانی، از اصول مراقبت گری خود دست نکشند و استراتژیهای جدیدی را بر اساس موقعیت جدید و بحرانی به کار بگیرند. سبک والدگری یکی از مهمترین موضوعات تربیتی است که توسط والدین به درستی درک نمی شود. سبک فرزند پروری والدین سهم مهم و تعیین کننده ایی در سلامت روان کودکان دارد. در علم روانشناسی اعتقاد بر این است که همگی الگوهای رفتاری، فکری و احساسی خود را در ارتباط با پدر و مادر شکل داده و بر اساس این الگوها در موقعیت های مختلف رفتار می کنیم. این الگوها آموزش داده نمی شود بلکه از بدو تولد و بر اساس مشاهده چگونگی رفتار والدین به صورت ناخودآگاه فرا گرفته می شود. شیوه ایی را که والدین برای تعامل و ارتباط با فرزند شان در شرایط مختلف بکار میگیرند و همچنین دیدگاهی که والدین نسبت به تربیت و رشد فرزندشان دارند را سبک فرزند پروری یا والدگری می گویند. تنوع زیادی در چگونگی تربیت کودکان وجود دارد اما با وجود این تنوع ها ویژگی های مشترک زیادی نیزمیان والدین وجود دارد که این مسئله موجب شده محققان والدین را در چهار سبک معمول والدگری قرار دهند. سبک والدگری ، به ترکیبی از راهکار هایی گفته می شود که برای تربیت فرزندان خود استفاده می کنید. . هر یک ازاین سبک ها ، برقراری ارتباط ، نظم، انتظارات و بیان عواطف و احساسات با یک دیگر متفاوت اند. سبک های والدگری براساس دوعامل محبت و کنترل والدین به چهار گروه تقسیم می شود: – سبک مستبدانه : کنترلگری زیاد و بروز محبت کم – سبک سهل گیرانه: کنترلگری کم و بروز محبت زیاد – سبک طرد کننده: کنترلگری کم و بروز محبت کم – سبک مقتدرانه: کنترلگری زیاد و بروز محبت زیاد سبک والدگری مستبدانه والدین مستبد دارای نظم و انضباط زیادی هستند.مجازات در این نوع والدین شایع است و ارتباط شان یک طرفه است، یعنی فقط از والد به کودک است.در این سبک قوانین توضیح داده نمی شود و مذاکره ایی وجود ندارد. تمامی انتظارات بالا و بدون انعطاف می باشد، در این سبک مراقبت و حمایت کمتری دیده می شود. دراین سبک از والدگری ، والدین بر این باورند که فرزندان شان اجازۀ اشتباه ندارند و اگر خطایی از آن ها سر بزند بلافاصله مجازات می شوند. این نوع رفتار والدین دائما این پیام را به فرزند منتقل می کند که خطاکننده، گناه کار نیز می باشد. این نوع والدین لزومی برای توضیح دادن به فرزندان خود نمی بینند و همیشه در پاسخ میگویند : “این کار را انجام بده ،چون من میگویم.به عبارتی بهتر است بگوییم که آنها اطاعاتی بی چون و چرا می خواهند و اغلب از سر خشم به فرزندان خود پاسخ میدهند. این باعث میشود که کودک یا نوجوان خشمگین شده و بیشتر نافرمانی کند. تحقیقات نشان میدهد والدینی به سبک مستبدانه همیشه یک ترس درونی دارند. نتیجۀ این سبک از والدگری ترس دائمی کودک از والدین خود می باشد. زمانی که کسی بترسد اعتماد به نفس و عزت نفسش پایین می آید و پیدرپی در کار ها شکست خواهد خورد. فرزندان این والدین، کمتراز بقیه به خود شان متکی هستند؛ خلاقیت و استقلال کمتری دارند و از نظر اخلاقی کمتر رشد می یابند. این فرزندان همچنین انعطاف پذیری بسیار کمی نیز دارند. زمانی که فضای خانه سخت گیرانه باشد و فرزند بترسد؛ شرایط برای برونریزیهای پرخاشگرانه مهیا شده و در این صورت هم فرزند و هم والدین آسیب خواهند دید.همچنین به علت سختگیری والدین ممکن است کودکان بخواهند برای فرار از تنبیه بیشتر،به دروغ و پنهان کاری رو بیاورند. سبک والدگری سهل گیرانه مادر و پدر سهل گیربه فرزند خود اجازه انجام هر کاری را می دهد. تمامی در خواست های فرزند را بدون ذره ایی تاخیر برآورده می کنند و بهتر است بگوییم همواره این پیغام را به فرزندشان میدهند که “هرچه تو بگویی همان می شود.” و یا به نیازهای فرزند خود بطور مناسب پاسخ نمی دهند. درنتیجه این نوع والدین الگوهای قابل اتکایی برای فرزندانشان نخواهند بود. چراکه یا بیش از اندازه محبت میکنند و یا اصلا محبت نمیکنند. با نیازهای فرزندانشان با بی تفاوتی برخورد می کنند.این نوع والدین روی فرزندانشان کنترل اندکی دارند بنابراین نمی توانند راهنمایی های لازم را ارائه دهند.در این نوع سبک والدگری کودکان خود خواه و مغرور والدین بسیار بخشنده ای دارند که از هر خطایی سریع چشم پوشی می کنند.نظم و انضباط در آنها بسیار کم دیده می شود. بی قانون اند و محدودیت کمی اعمال می کنند. کودکان مشکلات را خودشان کشف میکند. تصمیم گیری را به عهده خود فرزند میگذارند. انتظارات والدین یا تعیین نشده و یا حداقل می باشد.این نوع والدین اغلب گرم و مراقبت کننده هستند. این سبک از والدگری به فرزندان حس بی اهمیت بودن را منتقل می کند در والدگری سهل گیرانه نظارت بر فرزندان بسیار ناهماهنگ صورت میگیرد و نسبت به فرزند شان، هم بسیار کم توقع اند و هم طرد کننده. در نتیجه فرزندان احساس سردرگمی می کنند. به دلیل عدم وجود قواعد منطقی و شفاف فرزندان دچار گسیختگی رفتاری میشوند و در زمان بلوغ و نوجوانی احتمال بروز رفتارهای مخاطره آمیز بسیار افزایش می یابد. از طرف دیگر زمانی که تمام خواستهها و نیازهای فرزند برآورده می شود او نسبت به تمام دنیا متوقع بار می آید و شخصیت خودشیفته ای در او شکل می گیرد. بی تفاوتی موجود در این والدگری موجب تربیت فرزندانی بی مسئولیت نسبت به خود و جامعه می شود.این کودکان اغلب افراد بی احساسی هستند چراکه پذیرش و تایید لازم را از سوی والدین شان دریافت نکرده اند. در بسیاری از مواقع کودکان در سبک سهل گیرانه دچار افت تحصیلی نیز میشوند. سبک والدگری طرد کننده در این سبک از والدگری والدین آزادی زیادی به کودک خود می دهند و از آنها دوری می کنند. به بیانی دیگر یعنی کاری به کار فرزندشان ندارند. و اطلاعات بسیار کمی نسبت به وضعیت کودکشان دارند. آنها وقت و انرژی لازم را برای رسیدگی به نیازها و خواست فرزندشان نمی گذارند. قوانین زیادی وضع نمی کنند . کودکان هدایت زیادی از جانب آنان دریافت نمی کنند، همچنین توجه زیادی هم نمی گیرند. این نوع والدین انتظار دارند که کودکان خودشان بزرگ شوند. والدین در این سبک از نظم خاصی استفاده نمی کنند و کودک می تواند هر کاری بکند. این نوع از آزاد گذاشتن فرزندان به علت کمبود اطلاعات و یا مراقبت می باشد. سبک والدگری طرد کننده موجب می شود پدرو مادر آگاهی اندکی نسبت به رشد فرزندشان داشته باشند.کودکان با این نوع تربیتی معمولا اعتماد به نفس پایینی دارند. ارتباط والد و فرزند محدود است و از فرزند انتظار کمی وجود دارد یا اصلا وجود ندارد. سبک والدگری مقتدرانه والدین مقتدر، والدینی منطقی و پرورش گر می باشند و انتظارات واضح و مشخصی دارند . فرزندان این نوع والدین به خود نظم می دهند و خودشان فکر می کنند. به نظر می رسد این سبک والدگری بیشتر از سایر سبک ها برای کودکان مفید است. این والدین در تربیت فرزندان قانون گذاری می کنند و مجازات عدم رعایت قوانین را اجرا می کنند،ولی احساسات کودکان را نیز در هر شرایطی در نظر می گیرند. در این سبک والدگری به احساسات کودک توجه و ارزش داده می شود. قوانین انضباطی روشن و دلایل آن نیز مشخص است. والدین مقتدر مراقب های حمایتگر و خوبی می باشند. در این سبک والدین به فرزندان شان تا حد ممکن آزادی عمل و و انتخاب می دهند.به جای اینکه جای آن ها تصمیمی بگیرند یا عملی انجام دهند آن ها را پشتیبانی می کنند.فرزندان این پدرومادر در زمان خطا حمایت میشوند ؛ حمایت به معنی درک رفتار اشتباه و کمک کردن به اصلاح آن می باشد. این والدین حداقل استفاده را از تنبیه کرده و اکثرا تشویق می کنند. در زمان خطا از جانب کودک ، دلیل اش را جویا شده و به جبران آن خطا کمک می نمایند.در این نوع از والدگری والدین در تمامی رفتار هایشان چه کلامی و چه غیرکلامی این پیغام را منتقل میکنند که “ما با هم به نتیجه می رسیم”. در برقراری ارتباط صریح و مثبت می باشند و همیشه جنبه هایی را در نظر قرار می دهند که به رشد خلاقیت و استقلال فرزندان کمک کند. این نوع والدین در تصمیم گیریها دارای ثبات می باشند و در نحوۀ نظارت بر کودکان با هم هماهنگ اند؛ االبته در شرایط مناسب انعطاف پذیری لازم را نیز از خود نشان می دهند. نتیجۀ این نوع والدگری افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس در فرزندان می باشد. احساس مسوؤلیت در آنها بیشتر رشد می یاید و کودکان برای پذیرش مسوؤلیت های اجتماعی و بزرگتر درآینده آماده می شوند. فرزندان چنین والدینی بهتر میتوانند به خودشان اتکا کنند. و در نتیجه رابطه ای خشنود کننده و صمیمی ایی با خانوادۀ شان خواهند داشت.
من یک مادر احساسی هستم یعنی تایپ F . به این معنا که اگر ببینم فرزندانم سختی میکشند یا اذیت میشوند حتی اگر این…
سلام دوستان امروز میخواهم راجع به یک تجربه مشترک با شما صحبت کنم که برای من بارها اتفاق افتاده است و البته بازهم ادامه…
درمان مبتنی بر تعامل والد کودک آیبرگ Parent child interaction therapy (PCIT) چرا ما نیاز به تعامل مثبت با فرزندانمان داریم؟ دکتر شیلا ایبرگ…
فرزند پروری یا والدگری فرزند پروری یا والدگری مهم ترین وظیفه ای میباشد که بر عهده ی والدین قرار دارد.در روان شناسی، واژه Parenting…
والدین مربی هیجان باید هدف اصلی شان این باشد که فرزندی غیر خشمگین تربیت کنند فرزندی که وقتی بزرگ شد از نظر عاطفی و…
اهمیت آشنایی با روحیه فرزندان چقدر با تمایلات و خواسته های نور چشمی آشنا هستید چند درصد روحیه فرزندتون رو به خوبی می شناسید…
نقش خانواده در کنترل آسیب های روابط دختر و پسر سه نوع برخورد متفاوت↙️ الف) یک دسته والدین بسیار سرسختند که یعنی وقتی با…