تعامل والدکودک آیبرگ

ارتباط همدلانه با کودک؛ از فهمیدن احساس تا مرزبندی

چگونه احساس کودک را جدی بگیریم، پیش از قضاوت گوش بدهیم و مرز رفتارهای آسیب‌زا را نگه داریم؟ راهنمای عملی همراه با نمونه‌گفت‌وگو و تمرین.

پدری در ارتفاع چشم دختر ناراحتش، پس از ریختن سازه مکعبی، با توجه به او گوش می‌دهد

ارتباط همدلانه با کودک یعنی احساس و تجربه او را جدی بگیرید، پیش از قضاوت گوش بدهید و هم‌زمان مرز رفتارهای آسیب‌زا را روشن نگه دارید.

در لحظه دشوار از کجا شروع کنیم؟
وضعیت اولویت شما چه چیزی تغییر نمی‌کند؟
کودک ناراحت است و می‌تواند حرف بزند شنیدن و بررسی برداشتتان از احساس او لازم نیست فوراً راه‌حل بدهید.
گریه می‌کند و توان گفت‌وگو ندارد حضور آرام، کلام کمتر و فرصت آرام‌شدن گریه به‌تنهایی دلیل تغییر قانون نیست.
کسی را می‌زند یا وسیله خطرناک پرتاب می‌کند جلوگیری از آسیب و بیان کوتاه مرز پذیرش خشم به معنی اجازه آسیب نیست.
خودتان در آستانه فریاد هستید مکث با حفظ مراقبت و ایمنی کودک مسئولیت رفتار بزرگسال با خود اوست.

ارتباط همدلانه با کودک یعنی چه؟

از نگاه بزرگسال، شکستن یک مداد یا تمام‌شدن بازی ممکن است اتفاق کوچکی باشد؛ برای کودک، همان اتفاق می‌تواند ناامیدکننده یا نگران‌کننده باشد. همدلی با کودک از اینجا شروع می‌شود که اندازه تجربه او را با معیار خودمان نسنجیم. می‌توانیم دلیل ناراحتی را هنوز نفهمیده باشیم و در عین حال نشان بدهیم که برای فهمیدنش آماده‌ایم: «می‌بینم این اتفاق خیلی ناراحتت کرده؛ می‌خواهی بگویی چه شد؟»

همدلی و حفظ اقتدار در فرزندپروری و تربیت کودک

در این رابطه، سه چیز را جدا نگه می‌داریم: احساس کودک، برداشت او از اتفاق و رفتاری که انجام می‌دهد. اگر بگوید «همه از من بدشان می‌آید»، تنهایی و رنجش را جدی می‌گیریم؛ اما لازم نیست درست‌بودن «همه» را تأیید کنیم. اگر عصبانی است، خشمش را انکار نمی‌کنیم؛ ولی جلوی زدن خواهر یا برادرش را می‌گیریم. این تفکیک کمک می‌کند مهربانی و مسئولیت تربیتی کنار هم بمانند.

سه پاسخ متفاوت به یک ناراحتی
نوع پاسخ نمونه فرضی پیامی که منتقل می‌شود
دلسوزی بدون شناخت تجربه «وای طفلکی، چقدر بد شد!» متوجه رنج شده‌ام؛ شاید هنوز ندانم چه کمکی می‌خواهی.
همدلی همراه با مرز «از تمام‌شدن بازی ناراحتی؛ وقت رفتن رسیده و کنارت هستم.» احساست دیده می‌شود و تصمیم روشن است.
تسلیم برای پایان‌دادن به ناراحتی «فقط گریه نکن؛ هر چقدر خواستی بمان.» قرار قبلی برای قطع گریه کنار گذاشته می‌شود.

همدلی می‌تواند راه بیان احساس و درخواست کمک را بازتر کند، اما تضمین نمی‌کند کودک همیشه همکاری کند یا دیگر ناراحت نشود. دلسوزی هم به‌خودی‌خود نادرست نیست؛ مهم این است که پاسخ ما در همان ابراز تأسف متوقف نماند و با نیاز واقعی کودک هماهنگ شود. برای دیدن جایگاه محبت و مرز در الگوی کلی رابطه، می‌توانید درباره سبک‌های فرزندپروری بخوانید.

پنج گام برای همدلی با کودک در لحظه‌های دشوار

این پنج گام یک راهنمای عملی برای مرتب‌کردن پاسخ شماست؛ لازم نیست در هر موقعیت همه آن‌ها را پشت سر هم و با جمله‌های طولانی اجرا کنید. گاهی کودک فقط ظرفیت یک جمله و حضور آرام را دارد. اگر خطر فوری وجود دارد، حفظ ایمنی بر ترتیب گفت‌وگو مقدم است.

۱. اول ایمنی و آرامش خودتان

اگر کودک در حال آسیب‌زدن است، بحث درباره دلیل خشم را به بعد موکول کنید و جلوی آسیب را با اقدام متناسب و بدون خشونت بگیرید. وقتی شرایط امن است، به لحن و بدن خودتان توجه کنید: آیا تند حرف می‌زنید، تهدید می‌کنید یا می‌خواهید با توضیح بیشتر برنده بحث شوید؟ یک مکث کوتاه می‌تواند فرصت انتخاب پاسخ بدهد.

برای نمونه بگویید: «الان خیلی عصبانی‌ام؛ کمی مکث می‌کنم تا آرام‌تر حرف بزنم.» مکث به معنی ترک کودک کم‌سن در وضعیت ناامن نیست. اگر برای آرام‌شدن به فاصله بیشتری نیاز دارید، مراقبت را به بزرگسال قابل‌اعتماد بسپارید. راهنمای همراهی با هیجان خردسالان در CDC نیز بر ایمنی، آرام‌شدن و انتخاب زمان مناسب برای آموزش تأکید دارد.

۲. مشاهده کنید و فرصت شنیدن بدهید

از چیزی شروع کنید که دیده یا شنیده‌اید: «وقتی برگشتی، کیف را کنار در گذاشتی و حرف نزدی.» جمله «امروز حتماً با دوستت دعوا کردی» از مشاهده فراتر می‌رود. ممکن است کودک خسته، گرسنه یا نگران مسئله دیگری باشد. به‌جای چند پرسش پیاپی، یک دعوت کوتاه کافی است: «دوست داری چیزی درباره امروز بگویی؟»

اگر شروع به حرف‌زدن کرد، پیش از پاسخ، منظورتان را بررسی کنید: «پس بیشتر از اینکه نوبتت نشد ناراحت باشی، ناراحتی که حرفت را نشنیدند؛ درست فهمیدم؟» بازتاب قرار نیست تکرار طوطی‌وار باشد؛ فرصتی است تا کودک برداشت شما را اصلاح کند.

در راهنمای آکادمی اطفال آمریکا درباره ارتباط در خانه آمده است:

The goal of active listening is understanding, not responding.

ترجمه: «هدف گوش‌دادن فعال، فهمیدن است، نه پاسخ‌دادن.»

پیش از گفتن «حالا کاری ندارد»، بررسی کنید آیا هنوز چیزی از ماجرا نشنیده‌اید. ممکن است مسئله‌ای که شما می‌خواهید حل کنید با مسئله‌ای که کودک تجربه کرده متفاوت باشد.

۳. احساس را حدس بزنید، نه تحمیل

«انگار دلخور شدی» دری را برای توضیح باز می‌کند؛ «تو حسودی می‌کنی» ممکن است گفت‌وگو را به دفاع از خود تبدیل کند. حدستان را کوتاه و قابل‌اصلاح بگویید. اگر کودک گفت «نه، عصبانی نیستم، می‌ترسم»، پاسخ مناسبی مثل «ممنون که گفتی؛ از چه چیزی می‌ترسی؟» نشان می‌دهد قرار نیست تفسیر بزرگسال حتماً برنده شود.

گاهی هم کودک نمی‌داند نام احساسش چیست. می‌توانید بگویید «شاید ناراحتی، شاید هم کلافه‌ای؛ لازم نیست همین حالا اسمش را پیدا کنیم.» در راهنمای ارتباط با خردسالان CDC، توجه به پیام‌های غیرکلامی و بازتاب احساس در کنار کلمات مطرح شده است. همراهی می‌تواند با نشستن نزدیک کودک هم بیان شود؛ لمس و بغل باید با راحتی و رضایت او هماهنگ باشد.

۴. احساس را بپذیرید و مرز رفتار را نگه دارید

پذیرش احساس یعنی برای تجربه کودک جا باز کنید: «می‌دانم منتظر بودی و جواب نه شنیدن سخت است.» بعد مرز را روشن و کوتاه بگویید: «امروز خرید دیگری نداریم.» لازم نیست برای هر نه، ده دلیل بیاورید یا تا متوقف‌شدن گریه توضیح را تکرار کنید.

اگر کودک وسیله‌ای را پرت می‌کند، پاسخ را به عمل مشخص ربط بدهید: «نمی‌گذارم چیزی به کسی برخورد کند؛ این وسیله را فعلاً کنار می‌گذارم.» برچسب «بچه بد» چیزی به او درباره رفتار جایگزین یاد نمی‌دهد. وقتی آرام‌تر شد، می‌توانید درباره شیوه امن بیان ناراحتی حرف بزنید. مرز روشن با تهدید، تحقیر یا وادارکردن کودک به پنهان‌کردن احساسش فرق دارد.

۵. بعد از شنیدن، برای قدم بعدی توافق کنید

وقتی کودک توان مشارکت پیدا کرد، بپرسید: «دوست داری فعلاً گوش بدهم یا با هم فکر کنیم؟» برای کودک کم‌سن، دو گزینه واقعی و قابل‌اجرا روشن‌تر است: «می‌خواهی کنار من بنشینی یا با هم وسایلت را جمع کنیم؟» گزینه‌ای پیشنهاد نکنید که امکان یا قصد اجرای آن را ندارید.

برای نمونه، اگر از نتیجه تکلیفش ناراحت است، لازم نیست همان لحظه تمام تکلیف را از نو انجام دهد. ممکن است قدم بعدی فقط مشخص‌کردن یک سؤال دشوار و زمان کمک‌گرفتن باشد. اگر معمولاً پیش از شنیدن شروع به تصحیح می‌کنید، آشنایی با عادت اصلاح‌کردن فوری کودک می‌تواند به شما برای انتخاب زمان گفت‌وگو کمک کند.

سه صحنه تصویرسازی‌شده از شنیدن کودک، پذیرفتن احساس او و نگه‌داشتن مرز رفتاری، از راست به چپ
سه یادآور آموزشی برای لحظه‌های دشوار: بشنو، احساس را بپذیر، مرز را نگه دار. این تصویر جای مداخله برای حفظ ایمنی را نمی‌گیرد.

نمونه‌گفت‌وگو در چهار موقعیت روزمره

جمله‌های زیر نمونه‌های فرضی‌اند، نه نسخه‌ای که باید با هر کودکی عیناً اجرا شود. پیش از انتخاب جمله، ببینید کودک می‌تواند بشنود و پاسخ بدهد یا هنوز به کلام کمتر نیاز دارد. در هر نمونه، پاسخ همدلانه باید به یک اقدام واقعی وصل شود؛ گفتن «می‌فهمم» در حالی که همچنان به تلفن نگاه می‌کنیم، پیام روشنی از توجه نمی‌دهد.

چطور فهمیدن احساس را به اقدام پیوند بدهیم؟
موقعیت فرضی شروع گفت‌وگو اقدام و پیگیری
وقت خروج از مهمانی است و کودک بازی را رها نمی‌کند. «تازه بازی‌تان راه افتاده و دلت می‌خواهد بمانی.» زمان رفتن را روشن نگه دارید؛ برای خداحافظی و برداشتن وسایل کمک کنید.
از اشتباه‌های تکلیف شرمنده است. «انگار از اینکه جواب‌ها این‌طور شده ناراحتی؛ کدام قسمتش بیشتر اذیتت کرد؟» از مقایسه با دیگران بپرهیزید؛ بعداً یک بخش قابل‌تمرین را انتخاب کنید.
دوستش او را وارد بازی نکرده است. «وقتی گفتند الان نمی‌توانی بازی کنی، چه اتفاقی افتاد؟» روایت را بشنوید؛ اگر کنارگذاشتن یا آزار تکرار می‌شود، با مدرسه پیگیری کنید.
بر سر وسیله مشترک به خواهرش ضربه زده است. «نمی‌گذارم به هم آسیب بزنید. اول از هم فاصله می‌گیریم.» به فرد آسیب‌دیده رسیدگی کنید؛ سپس روایت هر دو و راه جبران را بررسی کنید.

در اختلاف دو کودک، همدلی را به مسابقه پیدا‌کردن مقصر تبدیل نکنید. ممکن است یکی از آن‌ها وسیله را برداشته و دیگری ضربه زده باشد؛ هر رفتار به رسیدگی جداگانه نیاز دارد. «او شروع کرد» دلیل مجازشدن زدن نیست، همان‌طور که توقف ضربه، رسیدگی به مسئله وسیله مشترک را بی‌اهمیت نمی‌کند.

چطور به احساسات کودک اعتبار دهیم بدون اینکه تسلیم خواسته های او شویم؟

اگر کودک از کنارگذاشته‌شدن توسط دوست می‌گوید، همدلی نباید مسئله واقعی را پنهان کند. شنیدن دقیق کمک می‌کند تفاوت یک تعارض گذرا با وضعیتی که به پیگیری بزرگسال نیاز دارد روشن‌تر شود. قول ندهید دوستش حتماً فردا رفتارش را عوض می‌کند؛ می‌توانید برای آنچه در اختیار شماست، مثل گفت‌وگو با مربی یا تمرین درخواست کمک، برنامه بگذارید.

همدلی را با سن و شیوه ارتباط کودک هماهنگ کنید

از کودکی که هنوز واژه‌های محدودی دارد انتظار توضیح پیچیده درباره احساس و انگیزه نداشته باشید. کودک بزرگ‌تر هم همیشه در اوج ناراحتی قادر به گفت‌وگوی مفصل نیست. جدول زیر راهی برای ساده‌کردن زبان بزرگسال است؛ آزمون رشد یا مرزبندی قطعی توانایی کودکان نیست.

تغییر زبان بزرگسال با نیاز ارتباطی کودک
مرحله شیوه قابل‌استفاده‌تر نمونه فرضی چه انتظاری نداشته باشیم؟
نوپا کلمه‌های ساده، مکث و حضور نزدیک «افتاد؛ ناراحت شدی. من اینجام.» شرح کامل علت احساس و پذیرش توضیح طولانی
پیش‌دبستانی بازتاب کوتاه، بازی و انتخاب محدود «دلت می‌خواست اول باشی؛ می‌خواهی اینجا منتظر بمانیم یا کنار من؟» تشخیص همیشه‌درست احساس خود و دیگران
دبستانی پرسش باز و سهم بیشتر در تصمیم بعدی «دوست داشتی آن لحظه چه چیزی عوض می‌شد؟ برای فردا چه کمکی می‌خواهی؟» حرف‌زدن فوری درباره هر تجربه یا حل همه مشکلات به‌تنهایی

به شیوه راحت‌تر خود کودک هم توجه کنید: شاید هنگام نقاشی یا قدم‌زدن بهتر حرف بزند. اگر نگاه مستقیم یا بغل او را ناراحت می‌کند، اصرار نکنید. «می‌خواهی نزدیکت بنشینم یا کمی فاصله بدهم؟» برای کودکی که توان پاسخ دارد، راهی ساده برای پرسیدن نیاز اوست. تفاوت در نگاه‌کردن، حرف‌زدن یا بروز احساس به‌تنهایی نشانه بی‌عاطفگی نیست و مبنای تشخیص قرار نمی‌گیرد.

اشتباه‌های رایج و ترمیم رابطه پس از عصبانیت

ممکن است قصدتان دلگرمی‌دادن باشد، اما کودک «چیزی نشده» را به معنی جدی‌گرفته‌نشدن تجربه‌اش بشنود. یا آن‌قدر زود راه‌حل بدهید که هنوز ندانید از چه چیزی ناراحت است. در راهنمای اعتباردادن به احساسات در بیمارستان کودکان CHOC، توجه به واکنش خود بزرگسال و پرسیدن شیوه حمایت مطلوب کودک از نکات اصلی است. لازم نیست پاسخ همه خانواده‌ها یک شکل باشد.

خطا را چگونه در همان گفت‌وگو اصلاح کنیم؟
لغزش رایج چرا گفت‌وگو را دشوار می‌کند؟ اصلاح قابل‌اجرا
«این که ناراحتی ندارد.» بحث از تجربه کودک به درست یا غلط بودن احساس می‌رود. «برای تو مهم بوده؛ کدام بخشش سخت‌تر بود؟»
پرسش‌های پیاپی «چرا؟ چرا؟» فضای توضیح می‌تواند شبیه بازخواست شود. یک سؤال بپرسید و برای پاسخ مکث کنید.
«می‌دانم دقیقاً چه حسی داری.» فرصت متفاوت‌بودن تجربه کودک کم می‌شود. «فکر می‌کنم ناراحتی؛ درست فهمیده‌ام؟»
حل مسئله پیش از شنیدن ماجرا ممکن است پاسخ شما به مسئله دیگری مربوط باشد. اول خلاصه برداشتتان را بررسی کنید؛ سپس پیشنهاد بدهید.
«تو باعث شدی من داد بزنم.» مسئولیت رفتار بزرگسال به کودک واگذار می‌شود. رفتار خودتان را مشخص بپذیرید و برای تغییرش اقدام کنید.

اگر داد زده‌اید، می‌توانید بعد از آرام‌شدن برگردید و سه چیز را روشن بگویید: چه کردید، مسئولیت با چه کسی است و دفعه بعد چه تغییری می‌دهید. برای مثال: «من موقع جمع‌کردن وسایل صدایم را بالا بردم. مسئول صدای خودم هستم و بابتش متأسفم. دفعه بعد اگر دیدم عصبانی می‌شوم، قبل از ادامه حرف کمی مکث می‌کنم.»

عذرخواهی را با «ولی تو هم…» خنثی نکنید. بعداً می‌توان درباره جمع‌کردن وسایل حرف زد؛ کودک برای شنیدن عذرخواهی شما لازم نیست اول اشتباه خودش را اعتراف کند. همچنین مجبورش نکنید فوراً شما را ببخشد، بغل کند یا حالتان را بهتر کند. ترمیم رابطه با رفتار بعدی معنا پیدا می‌کند، نه فقط با یک جمله.

تمرین همدلی در زمان‌های آرام

تمرین را به لحظه بحران محدود نکنید. در زمان آرامش، مثال‌های کوچک فرصت می‌دهند کودک و بزرگسال بدون فشارِ حل یک اختلاف واقعی با زبان احساس آشنا شوند. می‌توانید از یکی از این تمرین‌ها شروع کنید:

  • داستان را برای لحظه‌ای متوقف کنید: بپرسید «فکر می‌کنی این شخصیت چه احساسی دارد؟ چه چیزی در داستان به تو کمک کرد حدس بزنی؟» بیش از یک پاسخ ممکن است قابل‌تصور باشد؛ حدس را حقیقت قطعی معرفی نکنید.
  • با عروسک دو پاسخ را بازی کنید: عروسکی از خراب‌شدن کاردستی‌اش ناراحت است. یک بار پاسخ عجولانه و بار دیگر پاسخ شنونده را نمایش بدهید و از کودک بپرسید کدام کمک‌کننده‌تر بود. قرار نیست او پاسخ «درست» را برای راضی‌کردن شما پیدا کند.
  • یک گفت‌وگوی واقعی را مرور کنید: در زمان مناسب بپرسید «وقتی ناراحت بودی، کدام کار من کمکت کرد و کدام را دوست نداشتی؟» اگر پاسخش برخلاف انتظارتان بود، ابتدا بشنوید و برای بار بعد یک تغییر کوچک انتخاب کنید.

وقتی رفتار کمک‌کننده‌ای دیدید، همان را توصیف کنید: «دیدم پرسیدی دوستت کمک می‌خواهد یا نه.» این جمله به رفتاری اشاره می‌کند که کودک می‌تواند دوباره انجام دهد، بدون اینکه هویت «بچه همیشه مهربان» را به او تحمیل کند. برای ادامه مطالعه درباره همراهی با احساس و آموزش رفتار، مطلب والدین مربی هیجان را ببینید.

چه زمانی کمک تخصصی لازم است؟

همدلی بخشی از رابطه است و جای رسیدگی به یک مشکل پایدار را نمی‌گیرد. اگر ترس، تعارض، کناره‌گیری یا پرخاشگری به‌طور مداوم خواب، مدرسه، بازی یا زندگی خانوادگی را مختل می‌کند، یا تغییر نگران‌کننده‌ای دیده‌اید، برای ارزیابی با متخصص کودک گفت‌وگو کنید. شرح موقعیت، زمان شروع، دفعات و مشاهده‌های خانه و مدرسه از یک برچسب کلی مثل «لجباز شده» اطلاعات بیشتری می‌دهد.

راهنمای گفت‌وگو با کودک تحت فشار در آکادمی اطفال آمریکا، همراهی آرام و کمک‌گرفتن از پزشک کودک را کنار هم قرار می‌دهد. اگر خطر فوری آسیب وجود دارد، منتظر مؤثرشدن جمله‌های همدلانه نمانید؛ ایمنی را برقرار کنید و از خدمات فوریت‌های محلی کمک بگیرید. برای آشنایی بیشتر با مسیر ارزیابی، صفحه مشاوره کودک و نوجوان در دسترس است.

پرسش‌های متداول

اگر کودک بگوید «تو اصلاً من را نمی‌فهمی» چه پاسخ بدهیم؟

احتمال درست‌نبودن برداشتتان را بپذیرید و از او برای فهمیدن بهتر کمک بخواهید: «ممکن است درست نفهمیده باشم؛ کدام بخش را جا انداختم؟» برای اثبات اینکه همیشه او را می‌فهمید بحث نکنید. اگر فعلاً نمی‌خواهد توضیح بدهد، فرصت دیگری برای گفت‌وگو بگذارید.

اگر کودک اسم احساسش را نداند چه کنیم؟

می‌توانید دو واژه ساده پیشنهاد کنید، اما انتخاب را به او تحمیل نکنید: «بیشتر ناراحتی یا نگرانی؟ شاید هم حس دیگری داری.» نقاشی، بازی یا حضور آرام هم راه ارتباط‌اند. لازم نیست هر بار گفت‌وگو با پیداکردن یک نام دقیق تمام شود.

اگر با همدلی گریه کودک فوراً قطع نشد، روش اشتباه است؟

خیر؛ هدف همدلی قطع فوری گریه نیست، بلکه فهمیدن تجربه کودک و پاسخ مناسب همراه با حفظ ایمنی است. گاهی ناراحتی برای فروکش‌کردن زمان می‌خواهد یا مسئله واقعی هنوز به رسیدگی نیاز دارد. در صورت ناراحتی شدید، تکرارشونده یا مختل‌کننده زندگی روزانه، ارزیابی تخصصی بگیرید.

آیا همدلی به معنی موافقت با «هیچ‌کس دوستم ندارد» است؟

خیر؛ می‌توانید درد و احساس تنهایی کودک را جدی بگیرید، بدون اینکه این نتیجه‌گیری را تأیید کنید. بپرسید چه اتفاقی افتاده و چه زمانی بیشتر چنین احساسی داشته است. اگر طردشدن یا آزار تکرار می‌شود، علاوه بر شنیدن، برای حمایت و پیگیری عملی اقدام کنید.

وقتی پدر و مادر واکنش متفاوت دارند چه کنیم؟

در زمانی آرام و دور از اختلاف پیش روی کودک، درباره مرز اصلی و شیوه بیان آن توافق کنید. لازم نیست جمله‌های هر دو نفر یکسان باشد، اما پیام پایه روشن بماند: احساس پذیرفتنی است و آسیب‌زدن مجاز نیست. اختلاف نظر را به رقابت برای جلب کودک تبدیل نکنید.

برای شروع، در گفت‌وگوی بعدی یک تغییر کوچک را امتحان کنید: پیش از پیشنهاد راه‌حل، بپرسید آیا برداشتتان از تجربه کودک درست بوده است. پاسخ او می‌تواند مسیر ادامه گفت‌وگو را روشن کند.

مقاله‌های بیشتر

همهٔ مقاله‌ها

تعامل والدکودک آیبرگ ۷ دقیقه مطالعه

بازی با کودک ۱ ماهه؛ ۷ ایده کوتاه و ایمن

هفت بازی ساده برای نوزاد یک‌ماهه، از گفت‌وگو و آواز تا زمان شکم؛ همراه با نشانه‌های توقف و مرز ایمنی خواب.

تعامل والدکودک آیبرگ ۸ دقیقه مطالعه

درمان ناخن جویدن کودکان

آنیکو فاژی یا عادت ناخن جویدن کودکان یکی از پرتکرارترین سؤالات والدین است که امروز راجع به این موضوع توضیحاتی را خدمتتان ارائه خواهم…

تعامل والدکودک آیبرگ ۴ دقیقه مطالعه

دوره ی تعامل والد و کودک آیبرگ(خصوصی)

 درمان مبتنی بر تعامل والد کودک آیبرگ  Parent child interaction therapy  (PCIT)  چرا ما نیاز به تعامل مثبت با فرزندانمان داریم؟ دکتر شیلا ایبرگ…

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

تجربه یا پرسش شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگو باشد.

دربارهٔ این مقاله چه نظری دارید؟ اولین دیدگاه را شما بنویسید.